محمدمهدى فقيه بحرالعلوم
100
يحيى بن عمر علوى ( فارسى )
در پرداخت ديون خود ، به سامرا رفت و به وى مراجعه كرد تا درباره صله و مستمرى خود يا گرفتن كمكهاى نقدى ديگرى كه ديوان به بزرگان طالبى مىكرد ، با وى مذاكره كند ، ولى عمر برخورد تُندى با يحيى كرد . « 1 » يحيى ، توهين او را بىپاسخ نگذاشت و رُخّجى نيز دستور داد تا يحيى را بازداشت و زندانى كنند . يحيى كه او را محبوبترين طالبى عراق آن روزگار دانستهاند « 2 » ، پس از آنكه با ضمانت خاندانش از زندان آزاد شد ، در بغداد سكونت كرد . ولى اوضاع زندگىاش همچنان نامناسب بود ، تا اينكه دوباره به سامرا رفت و اينبار ، با وَصيف ( سردار ترك ) ملاقات و درخواست كرد كه مقررىاى براى او برقرار شود و چون وَصيف ، پاسخ تندى به او داد ، اين تحقير را تاب نياورد و رهسپار كوفه ( پايگاه خاندانى خويش ) شد و عليه دستگاه خلافت ، قيام كرد . وى نخستين طالبىاى بود كه بغداديان در قيام او شركت كردند . « 3 » ولى از سپاه طاهريان ( كه در آن روزگار ، شرطه بغداد بودند ) ، شكست خورد و در حوالى كوفه به شهادت رسيد و بسيارى از همراهان او ( كه اغلب زيدى
--> ( 1 ) . ابوالفرج ، تاريخ اين برخورد را به روزگار خلافت متوكل ( 232 - 247 ه . ق ) مىداند و مىگويد كه حبس يحيى ، به دستور متوكل و در پى شكايت عمر بن فرج از او ، و محل حبس نيز خانه فتح بن خاقان ( وزير ترك ) بود ؛ ر . ك : مقاتل الطالبيين ، ابوالفرج ، صص 421 و 422 . ( 2 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 507 . ( 3 ) . همان .